عبری

دوباره شروع کردم به خوندن عبری. تا حالا دو تا حمله‌ی ناموفق داشتم. یه بار سال ۹۵ و یه بار هم دو سه ماه پیش. این دفعه دیگه به حول و قوه‌ی الهی کار رو نیمه کاره نمیذارم. یه سری ویدیو پیدا کردم که به اسپانیاییه. با اون جلو میرم. تا ببینم چی میشه.

باگ

دیشب یه باگی توی صفحه‌ی تغییر قالب پیدا کردم. یک ساعت و نیم وقتم رو گرفت و آخر سر پیداش نکردم. امروز توی نگاه اول پیداش کردم! از {{ }} توی قالب استفاده کرده بودم. Blade این کد رو تفسیر می‌کرد و در نتیجه همه چیز به هم می‌ریخت.

یکی مثل خودشون

بین این عوضی‌هایی که هستم، اگه مراقب خودم نباشم، چشم که باز کنم، شدم یکی مثل خودشون. جماعت دورویی هستن.

توری

کشیدن توری دور باغ دیروز تموم شد. توری رو محکم کشید و بد نشد. حالا مونده که عباس دو تا درش رو درست کنن و بیان نصب کنن.

گسستن آخرین پیوندم با zend framework

سامانه‌ی قبلی mstafreshi.ir رو با zend framework نوشته بودم. تکه کدهایی از پروژه‌های مختلفم بود که امکانات زیادی داشت ولی فقط از امکانات کمی ازون استفاده می‌کردم. به اینجا که مهاجرت کردم چون php هشت داشت خطا می‌داد و کار نمی‌کرد لذا دست به کار شدم و با لاراول نوشتمش. خوشبختانه بخش اعظم کد و قالب رو تونستم در سیستم جدید استفاده کنم.

و این‌گونه آخرین پیوند من با zend framework بعد از دوازده سال شکست.

زهره مش اسماعیل

زهره مش اسماعیل کرونا گرفت و فوت کرد. باور نکردنیه. شاید به زحمت چهل سال داشت. دیروز عباس عمه گفت ولی با آدرس دادنش نفهمیدم کی رو می‌گه. امروز که رفتم داشتن قبر می‌کردن. باز پرسیدم. این بار گفت دختر مجتبی. گفتم زهره؟ گفت آره.

به گفته‌ی امام حسین «دنیا چنان است كه گویی هرگز نبوده است و آخرت، چنان است كه گویی همواره بوده است»

آپلود دوباره سیستم وبلاگ

دوباره سیستم وبلاگنویسی رو آپلود کردم. یه سابدامین توی سایت اصلی درست کردم و در واقع وبلاگ در سابدامین این سابدامین نشون داده می‌شه. خوشم اومد! با این شیوه می‌تونم مدیریت مطالبم رو سر و سامون بدم و خودم رو از شر دامین‌های متعدد خلاص کنم.

فروش دامینها

امروز تمام دامینهای شرکت سابق و یکی دو تا دامینی که خودم از قبل داشتم رو گذاشتم برای فروش. سایت رو هم طوری تنظیم کردم که همه یه جا لود بشن و شماره خودم رو توی صفحه گذاشتم. تا ببینیم کسی میخره یا نه.

بازگشت

¡Cuanto tiempo sin verte!

دلتنگی

بعد از یکماه یکدفعه دلم برای وبلاگم تنگ شد. کاری نکردم توی این مدت. ولی واقعا خیلی خسته شدم. از نوشته‌های گذشته‌ام هم معلومه